و جهان نیست به جز لحظه ای از یک لبخند

کاش لبخند تو مهمان جهانم باشد

.

.

.

بعد از مدت ها و مدت ها .... دوباره اومدم اینجا که بمونه به یادگار

نوشته شده توسط هما در بیست و دوم دی ۱۴۰۳ |
 

ما را نفهمیده زاییدند
زخم مان را ندیده، نسخه پیچیدند.
ما حاصل هیچ بودیم،
پر از فریاد
خاموش، چون کودکان در رحم مرده.
ما حاصل هیچ هستیم،
عزادار آرزوهای به خاک سپرده 
چون قبرستانی متحرک
که زندگی بر خاک تن ما، نمی روید

نوشته شده توسط هما در بیست و ششم دی ۱۳۹۷ |
 
تابستانی که عجیب گذشت 

هجرت از خودم 

سخت ترین هجرت بود.

 

نوشته شده توسط هما در سی ام شهریور ۱۳۹۷ |
می نشیند روی دیوار و بی حرکت به پنجره خانه زل می زند ، بوی تلخ سیگار هر روز و تکراریش که توی خانه میپیچد ، یعنی امروز هم قصد رفتن ندارد . 

گاهی می نشینم جلو آیینه و موهایم را که می بافم ،حساب و کتابهایش به هم میریزد و انگشت هایش را می جود. گاهی صدای هیچ ترانه ای کوچه را پر نمیکند و لبخند تمام وجودش را پر میکند . گاهی هم چند روز ، چشم در چشم ، مهره های شطرنج زندگی را می چینیم . به بودن هم عادت کرده ایم و غرور نمی گذارد قبول کنیم . باید یک نفر میانه ی این بازی پیروز میدان باشد . 

و اینگونه ، روزهاست من و تنهایی به جنگ جهانی سوم مشغولیم .

نوشته شده توسط هما در بیست و ششم فروردین ۱۳۹۷ |
 
خبر امروز شبکه های مهم خبری دنیا : در بریتانیا وضعیت تنهایی آنقدر وخیم است که دولت برای رسیدگی به آن یک وزارت تشکیل داده است.

 

تنهایی یه عالمه آدم هم خنده داره .

میلیون ها آدم ، کنار هم ، تنها ... 

 

 

پ.ن: یک ماه نشد گفتم تنهایی ، شبیه وزارت خانه عشق است :)))) پیشگویی های دیگه درست نشه، صلوات !!! 

پ.ن 2: کافیه وزارت تنهایی بریتانیا در گوگل سرچ بشه.

نوشته شده توسط هما در یکم بهمن ۱۳۹۶ |
 
تنهایی ها ،

مثل بائوباب ها بزرگ میشوند

مثل خوک ها ، تمام قوانین مزرعه را عوض می کنند 

و مثل وزارت عشق ، تمام پنجره ها را به جهان می بندند ...

 

تنهایی شبیه من است . 

ایستاده ، محکم ، با لبخندی بر لب ...

نوشته شده توسط هما در هجدهم دی ۱۳۹۶ |
 
تنهایی ...

دایره ای به وسعت جهان

به مرکزیت من

 

 

نوشته شده توسط هما در نهم آذر ۱۳۹۶ |
 
از یک زمانی به بعد ،

هیچ وقت نفر اول نمیشوی.

همیشه قبل از تو کسی بوده است.

ایستاده بر سکوی اول 

باسایه ای بلند از خاطرات تلخ و شیرینش

 

از جایی به بعد 

دیگر اولویت کسی هم نیستی.

هر کسی برای خودش چیزی مهم تر از تو پیدا کرده است.

 

از روزی به بعد

دست و پا نمیزنی که از خودت بیرون بیایی

تو مانده ای و تمام آرزوهایت.

 

آن روز رسیده است.

 

نوشته شده توسط هما در بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ |
 
فراموشی راه ندارد ...

چاه دارد .

چاهی به بلندای خاطراتت ،

به تاریکی تنهایی ،

باید یا تمام لحظه ها را میان چاه عق زد و درش را بست ;

یا میان چاه با تنهایی و خاطرات مدفون شد .

 

فراموشی هیچ راهی جز چاه ندارد . 

نوشته شده توسط هما در بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ |
 
کدام باد ناگهان 

به بلندای گیسوان دل کوچکم وزید ؟ 

که بر سر تمام دخترکان سپیدروی خاطراتم 

چادری سیاه سایه انداخت !!! 

نوشته شده توسط هما در نهم مهر ۱۳۹۶ |
 
مطالب قدیمی‌تر